مجاری - انگلیسی

raidel

B2 مجاری
raid
فعل B2
1
الگوی کاربرد:
raidel vkivel/vhol
هنوز نمونه‌های دوزبانه‌ای در دسترس نیست.
معنی
to do a group game raid
موضوع‌ها
gaming |online_games |group_mission |boss_fight |teamwork |action |technology |arts_entertainment
تعریف

In online or video games, to take part in or carry out a raid, usually together with a group of other players.

دستور زبان

هنوز جزئیات دستوری در دسترس نیست.

عبارت‌ها

هنوز عبارتی به این مدخل مرتبط نشده است.

خوش برگشتید!

لطفاً برای ادامه وارد شوید

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کنید